خرید بک لینک
موضوع صحبت به حسادت رسيد، ساناز گفت "آجي چرا ما مث خيليا به ديگران حسادت نمي كنيم؟"  گفتم آجي امكان نداره كسي ذره اي حسادت تو وجودش نباشه، همه داريم، اما با دوزهاي مختلف. و بعد به خودم فكر كردم و گفتم تا ح

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

دفتر كارم روبري يه دفتر بيمه س، يه روز كه داشتم سر كار ميرفتم ديدم آدمايي كه وارد دفتر ميشن بيشتر پيرمرداي دوست داشتني اي هستن كه با وجود اينكه سختشون بود راه رفتن توي گرما، ترجيح دادن حتما كاراي بيمه &

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

من توي يه خانواده تقريبا سنتي به دنيا اومدم كه سهمش از مذهب حلال و حروميش و اخلاق و شخصيت پسنديده و خدا و پيغمبر بود. هر چيز ديگه از دين هست رو تو مدرسه ياد گرفتيم. حتي توي خونه تشويق يا اجباري براي عبادته

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

چند کلمه صحبت دوستانه:  امروز خورشیدی که تازه طلوع کرده بود پشت تکه ای ابر خیلی قشنگ بود. هوای مه آلود و درختا دیدنشو راحتتر کردن. رویایی بود. انیمشین "هورتون صدایی می شنود" رو ببینید ضرر نمی کنید. با یه م

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

شروع کردم به شنیدن کتاب صوتی ماتیلدا. عشق کتاب بودنش یاد خودم انداختم. ۵ ساله بودم که خوندن و نوشتن رو جوری بلد بودم که بیت شعر "مسلم اول شه مردان علی/ عشق را سرمایه ایمان علی" رو راحت می خوندم و می نوشتم. یاد

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

کتاب نمی خونیم لااقل فیلم و سریال خوب ببینیم! دعوتتون می کنم به سریال مختارنه کاری از داوود میرباقری. (به مناسبت دهه محرم)   + توی غوغای سریالایی مث بازی تاج و تخت، دارم سریال مختارنامه رو می بینم. جواب خی

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

پاییز دو هفته ست که اومده. «مهرش به دل نشست» کاش هرچه زودتر بارون بباره. دلم ابر، دلم باد، دلم بارون، دلم آشوب آسمون میخواد. دلم خاک بارون خورده میخواد. دلم ابر بارون و بارون نم نم میخواد. دلم یه لیوان چای

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

هر کهکشان به بومرنگی می مونه که یه دستی یه روزی اونو پرت کرده و انگار دوباره به همون دست برمی گرده.  شاید انبساط هستی تا یه جایی ادامه داشته باشه، به اون حد معینش که رسید دوباره جمع میشه. به همون هیچی تبد®

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

پیامبر شهر ارواح را چه سود؟!  انسانی باید..  پ.ن:پیرو این پست به اینستاگرام مهاجرت کردم. عین روز برام روشنه که بزودی این شبکه اجتماعی هم به فیسبوک و قبلیها می پیونده، اما لااقل تا گوشی اونجا شنواست و چشم

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

دلخور نباش، من از تو دلخورترم. سرنوشت انقدر با قلبم بازی کرده و نادیده ش گرفته و شکستتش که خودمم باورم نمیشد یه روزی مث امروز بگم منم از سرنوشت شاکیم. من همیشه امیدوار و تلاشگر...    عصبانی نباش، من از تو ع

برچسب: نویسنده: آریا طاهری تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 17:18

صفحه بندی